اصطلاح، عبارت
بلند شدن، بیدار شدن
um (Uhr) aufstehen
در (ساعت) بیدار شدن
Ich muss immer um vier Uhr aufstehen.
من باید همیشه ساعت چهار بیدار شوم.
Ich stehe jeden Morgen um sechs Uhr auf.
من هر صبح ساعت شش بیدار میشوم.
von dem Tisch/aus dem Bett aufstehen
از روی چیزی بلند شدن
Ich stehe vom Stuhl auf.
من از صندلی بلند میشوم.
Sie stand vom Tisch auf.
او از روی میز بلند شد.
für jemanden aufstehen
برای کسی بلند شدن
Sie haben für mich aufgestanden.
آنها برای من بلند شدند.
früh/spät/... aufstehen
زود/دیر/...بلند شدن [بیدار شدن]
Ich werde morgens früh aufstehen.
من صبحها زود بیدار خواهم شد.
حراج، مزایده
مرتب کردن، تمیز کردن
das Zimmer/die Schublade/... aufräumen
اتاق/کشو/... مرتب کردن
Bitte räum dein Zimmer auf.
لطفاً اتاقت را مرتب کن.
1. حواس جمع بودن، توجه کردن
Er passt im Unterricht nicht richtig auf.
او در کلاس حواسش درست جمع نبود.
2. مواظب بودن، مواظبت کردن
Pass auf, ein Auto!
مواظب باش، یک ماشین!
Wir müssen aufpassen.
ما باید مواظب باشیم.
auf etwas (Akk.) aufpassen
مواظب چیزی بودن
Ich muss zu Hause bleiben und auf die Kinder aufpassen .
من باید در خانه بمانم و از بچهها مواظبت کنم.
سایت بیاموز